یک روز شلوغ!
الهي به اميد تو!
سخن امروز؛ امروز نخستين روز آينده توست.
1- انتهاي
هفته پيش به شركت دولتي ايران خودرو شهرك بينالود نيشابور رفتم كه البته مسئول كارگزيني اش ميگفت فعلا جذب نيروي ليسانس ندارند با اين حال من فرم استخدامي پر كردم و روز چهارشنبه به سمت يزد رفتم تا مدرك موقت كارشناسي ام را از دانشگاه بگيرم تا در ارسال مدارك و استخدامي به مشكلي بر نخورم.....
..
2-
امروز خيلي روز عجيبي بود! بدجوري سرمن كار ريخته بود!صبح يك مصاحبه حضوري داشتم با شركتي در زمينه كاري آسانسور، كه همون روز چهارشنبه، قبل از رفتنم به يزد، وقت مصاحبه واسه امروز گرفته بودم ... در نگاه اول شركت باكلاسي به نظر مي اومد و بهترين نكته مثبت اين شركت نسبت به موارد ديگه اين بود كه داخل شهر بود...مصاحبه مقدماتي و درخواست كار و پيشنهاد حقوق بود و احتمالا بخوان واسه مصاحبه تخصصي تر تماس بگيرند.
3-
علاوه بر اينها باز چند تماس تلفني از دو شهرستان بهم شد و يكي دو مورد ديگه نظير كاريابي و....استخدامي ها امروز را كه در روزنامه خراسان مرور مي كردم، چند تا مورد دندون گير به نظرم اومد...دو سه جا تماس گرفتم، دو مورد ارسال مدارك و روزمه كاري و دو مورد بايد فردا حضورا بايد بروم ...يكي در جاده قوچان و ديگري در همان شهرك كاويان فريمان كه هفته پيش رفتم البته ظاهرا يك مورد مشابه در زمينه رنگ الياف با اين تفاوت كه ساعت كاري بهتري دارد...
4- فكر ميكنم بايد تو همين هير و بير استخدامي و جستجوي كار بدنيست يواش يواش معلوماتمو از كتابهاي هنرستان تا كارشناسي رو
باز آوري كنم خيلي خيلي مفيد باشه...