بگذار درجا بزنند!

الهي به اميد تو!

سخن امروز؛ خدايا، من در كلبه‌ي فقيرانه‌ي خود، چيزي دارم كه تو در عرش كبريايي‌اَت نداري. من خدايي چون تو دارم، و تو چون خود نداري. امام سجاد(ع)

امروز(دیروز) براي بار دوم طي يك هفته به شهرك صنعتي كاويان فريمان رفتم، اينبار شركت ن... ش...، از زيرمجموعه‌هاي شركت غول پيكر “م... ن...“ كه در خاورميانه حرف اول را در صنف خود مي‌زند...
صبح هوا كاملا سرد و باراني و من خودم را به زحمت و حدود ساعت 11 به درب نگهباني اين شركت رساندم.
شركت مورد نظر، در سوله‌هاي شيك و فضاي سبزي دل‌انگيز و در محيطي تر و تميز بود...البته بيشتر دستگاه‌هاي اروپايي كه ظاهرا تحت ليسانس يك شركت اسپانيايي بود يعني سرجمع سرش به تنش مي‌ارزيد! و درپيت نبود!
شرايط حقوقي‌ و مزايا مانند شركت ديگر بود...يعني حداقل كه آنها مجازند...( قانونكار؛ چه مهندس، چه كاردان و چه كارگر)
متاسفانه آنچه كه من اين مدتي كه پيگير استخدام بودم فهميدم اين بود كه هرچه اين شركت‌هاي خصوصي بزرگتر باشد به لحاظي نيز ....نيز هستند!!
من يك حساب كتاب با خودم كردم:
مني كه با مدرك كارداني مدتي با حقوق و مزاياي قانون كار مشغول بودم و مدت سه سال از بهترين سالهاي عمرم را و با هزينه گزاف 10 تا 15 مليون را صرف دوره كارشناسي نمودم، حالا يعني هيچ تفاوتي در شرايط علمي و فني من حاصل نشده است كه حداقل اندكي حقوق افزوده شود؟
البته اين هم به نظر من دو حالت دارد، يا اينكه اينها از نظر مديريتي و آينده نگري ضعيف هستند(و مثل حيوانات اهلي فقط ....را ميبينند و بس!!!) كه نميخواهند نيروهاي متخصص‌تر تشويق و دلگرم به كار باثبات و پايدار بكنند و به نتايج پيشرفت پايدار برسند.....و يا اينكه اصلا نميتوانند استفاده لازم را ببرند كه طبعا هميشه در جا ميزنند!!

همه جا آسمان به همین رنگ است!

الهي به اميد تو!

سخن امروز؛ مغز آدم بيكار، كارگاه شيطان است. ضرب المثل انگليسي

امروز برنامه داشتم كه به شركتي در 30 كيلومتري جاده قوچان و بعد از آن به شركتي در 40 كيلومتري جاده فريمان، براي دو مورد استخدام بروم، كه فقط مورد اول ميسر شد؛ شركت ر ت خ.

شركت ريخته‌گري قطعات ميكانيكي، همانطور كه فكر مي‌كردم در سوله‌هاي دودآلود و با دستگاه‌هايي كاملا پرسروصدا بود همراه با بوي روغن و سوخته پليسه!

هرچند براي من اين طور محيطي كاملا آشنا بود؛ سال 83 و زماني كه با مدرك كارداني در يك شركت مهندسي مشغول بودم، بيشتر فعاليت‌ام در شركت ا.. ‌ت.. بود، كه در همچين سوله‌اي و با همين حال و فضا بود، كه تاثيرات منفي پوستي و مويي برايم داشت... ولي با اين حال درگير شدن با دستگاه هاي پرس و نورد و ...برايم هيجان انگيز و البته پر خطر بود!

من البته امروز با يك ذهنيت كاملا مثبت قدم به اين شركت به ظاهر فني خشن، گذاشتم و گفتم كار است ديگر، عار كه نيست جانم...بلاخره بايد از يه جايي شروع كرد...

بعد انتظاري يكساعته به اتاق كارگزيني اين شركت راهنمايي شدم و با مسئول كارگزيني صحبت‌هاي اوليه صورت گرفت...حقوق پيشنهادي‌ام “قانونكار+200000تومان“ بود و گفتم اينم به جهت سابقه كاري و دوري و محيط كار اينجا هستش...

آقاي كارگزين گفت: ما به شما بيشتر از حقوق قانون كار نميدهيم و اينم بصورت سه ماه آزمايشي...كه البته زير يك ماه كه اگر هم 29 روز شود بخواهي بروي حقوقي تعلق نميگرد! و (تازه بدتر از همه اينها) بيمه هم نمي شوي...اين مورد آخر بيشتر به يك بد و بيراه شبيه بود! چطور ميشود با محيط كاري كه هيچ آشنايي با آن نداري و هر لحظه امكان وقوع يك اتفاق ناگوار است....

من كه هاج و واج و گيج مانده بودم!!! و فقط اين جملات را از زبان كارگزين مي شنيدم: هر جا بروي در شركتهاي خصوصي آسمان به همين رنگ است!

یک روز شلوغ!

الهي به اميد تو!

سخن امروز؛ امروز نخستين روز آينده توست.

1- انتهاي هفته پيش به شركت دولتي ايران خودرو شهرك بينالود نيشابور رفتم كه البته مسئول كارگزيني اش ميگفت فعلا جذب نيروي ليسانس ندارند با اين حال من فرم استخدامي پر كردم و روز چهارشنبه به سمت يزد رفتم تا مدرك موقت كارشناسي ام را از دانشگاه بگيرم تا در ارسال مدارك و استخدامي به مشكلي بر نخورم...

..

..

2- امروز خيلي روز عجيبي بود! بدجوري سرمن كار ريخته بود!

صبح يك مصاحبه حضوري داشتم با شركتي در زمينه كاري آسانسور، كه همون روز چهارشنبه، قبل از رفتنم به يزد، وقت مصاحبه واسه امروز گرفته بودم ... در نگاه اول شركت باكلاسي به نظر مي اومد و بهترين نكته مثبت اين شركت نسبت به موارد ديگه اين بود كه داخل شهر بود...مصاحبه مقدماتي و درخواست كار و پيشنهاد حقوق بود و احتمالا بخوان واسه مصاحبه تخصصي تر تماس بگيرند.

3- علاوه بر اينها باز چند تماس تلفني از دو شهرستان بهم شد و يكي دو مورد ديگه نظير كاريابي و....

استخدامي ها امروز را كه در روزنامه خراسان مرور مي كردم، چند تا مورد دندون گير به نظرم اومد...دو سه جا تماس گرفتم، دو مورد ارسال مدارك و روزمه كاري و دو مورد بايد فردا حضورا بايد بروم ...يكي در جاده قوچان و ديگري در همان شهرك كاويان فريمان كه هفته پيش رفتم البته ظاهرا يك مورد مشابه در زمينه رنگ الياف با اين تفاوت كه ساعت كاري بهتري دارد...

4- فكر ميكنم بايد تو همين هير و بير استخدامي و جستجوي كار بدنيست يواش يواش معلوماتمو از كتابهاي هنرستان تا كارشناسي رو باز آوري كنم خيلي خيلي مفيد باشه...