روز صدم
امروز به صدمين روز از سختترين لحظات عمرم رسيدم! كه خودم باورم نميشه! كه واي؟! چقدر هم زود گذشت...تجربه سخت و طاقت فرساي كاري در تابستان داغ و اكنون؛ روزداري و كار با دهاني تلخ شور...
من هنوز در جستجوي يك ساحل آرامشم و حيران... در تكاپو...و در جستجوي يك مسير مطمئن و مشخص.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۸۷ ساعت 23:45 توسط یک خراسانی
|